تبليغاتX
This is me , Real and Original
Sun 17 Dec 2006
پرده ی ششم


وقتی عصبانی باشم ، اشتهام زیاد میشه
اونقدر می خورم که بترکم !
وفتی ناراحت باشم ، اشتهام کم میشه
اونوقت حالم از هر چی غذاست به هم می خوره !
حالا وقتی تو یه مدت زمانی محدود ، اول عصبانی شم بعد ناراحت :
آخرش چی میشه ؟!
هر چی خوردم رو میارم بالا !!


Wed 13 Dec 2006
پرده ی پنجم

ببین پا می شی همین الان به داشت یه چی می گی .
بگو جمع کنه خودشو ، من اعصاب ندارم !!
حالشو می گیرما ...
نر خر رفته اونجا به رو خودشم نمیاره .
به خدا اگه به خاطره تو نبود ، یه کاری می کردم نفهمه از کجا خورده !


Fri 8 Dec 2006
پرده ی چهارم
چپ چپ ، چپ چپ...
نه راست راست ، بابا راست !
این ور تر ، نه نه !
بابا من دارم می گم این وری ، چی کار می کنی ؟
اعصاب منو به هم نریز ، گوش کن چی می گم دیگه ! اه
خیله خوب ببر بالا ، بالا بالا ، بالا تر .
بسته بسته !!
نه خداییش خوب شد .
به این می گن یه شاهکاره هنری ، ایول خودم !


Thu 30 Nov 2006
پرده ی سوم


چند وقت پیش که ازش پرسیدم ، خونتون کجاست ؟!
گفت همه ی خانواده ی من تو کرج زندگی می کنن !
خواستم یه سوال دیگه ازش بپرسم که دیدم روش رو اون وری کرده که من اشکاش رو نبینم !
می گفت دو ساله خانوادش رو ندیده !
می گفت حالا که اینقدر ازشون دور شدم که حتی نمی تونم تماس تلفنی باهاشون داشته باشم ، قدر اون روزا رو می دونم !
می گفت خیلی زود گذشت ، اونقدر سریع که متوجه گذشتنش نشدم !
بغض گلوم رو گرفت ، می فهمیدم چی میگه !


Fri 24 Nov 2006
پرده ی دوم


نمی دونم از کجا حرکت کرده ٬

نمی دونم مقصدش کجاست ٬

فقط حس می کنم حرکت می کنه !

حتی راننده رو هم نمی بینم .

فقط خودمم و خودم !

یه اتاق پر از آینه که هر جاش رو نگاه کنی فقط خودت رو می بینی!

گاهی وقتا گیج می شم ٬ شک دارم !

شک دارم که تو آینه منم یا کسه دیگه !

هِه دیگه مهم نیست ٬ چه خودم باشم چه یه دیوونه ی دیگه !

اصلا مهم نیست چه ماشینی هست و رانندش کیه ٬

مهم نیست از کجا حرکت کرده و کجا میره !

الان فقط دوست دارم بره ٬ بدونه توقف !