تبليغاتX
This is me , Real and Original
Sat 10 Feb 2007
پرده ی هفدهم



یه دفتر دارم ...
از شعر و متن انگلیسی و پست های وبلاگ و درد و دل های نگفتنی گرفته ...
تا تمرینات ریاضی و اتحاد ها و آمار پارسال و هندسه و نمرات ترم آخر ... !
یعنی این طوری بهت بگم که هر چرت و پرتی که بخوای توش پیدا می کنی !
شده یه دفتره همه کاره !!



Tue 6 Feb 2007
پرده ی شانزدهم


ساعت 5:10 صبح ، دیلی لی لی ... دیلی لی لی ...
جواب می دم ، به جای اینکه بگم :
بـــــــــــــــــــعــــــــــــــــــــدن
می گم سلام !
میرم زیر پتو که نصفه شبی همه بیدار نشن.
خودم هم نمی دونم چی گفتم و چی شنیدم !
فقط یادمه که اون زیر احساس خفگی شدیدی داشتم !!
البته مسايل حاشیه زیاد مهم نبود.
مهم این بود که بالاخره این طلسم شکست و ...
دست خواهر زادش درد نکنه !



Thu 1 Feb 2007
پرده ی پانزدهم



من همین جوریش اوضاعم خراب هست !
اینم که از صبح تا شب سلطان قلبها رو می زنه ...
حالا چه دلت بخواد چه نخواد ، مجبوری گوش بدی !!
فقط موندم این بشر از کی و کجا یاد گرفته !




Mon 29 Jan 2007
پرده ی چهاردهم


خاک خونین


شير حق برخيز وقت کار شد
بر سر نی رفتنت انکار شد

کاخ‌ها گرديده مسجد ، سرفراز
صد رکعت تزوير دارد هر نماز

سجده در مسجد حسينا مشکل است
اين بنا از دل نباشد، از گل است

اين خصان با مال مردم زند‌ه اند
جملگی اندر نماز و سجده‌اند

دم ز راه و رسم سلمان می زنيم
لاف اسلام و مسلمان می زنيم

کاشکی از نسل سلمان می شديم
لحظه ای يک دم مسلمان می شديم


علیرضا عصار

 

Fri 26 Jan 2007
پرده ی سیزدهم



می خوام این ترم بترکونم !!
آره دیگه تصمیم خودم رو گرفتم .
فقط قول و قرار ها یادت نره ...
منظورم همون ... نه دیگه چیزی نمی گم ، خودت می دونی !




Mon 22 Jan 2007
پرده ی دوازدهم



جونی میگه : هیچ وقت گریه نکن ، چون هیچ کس ارزش اشک تو رو نداره .
اونی هم که ارزشش رو داره ، طاقت دیدن اشکت رو نداره !
من میگم : اونی که طاقت دیدن اشکم رو نداره ، نباید اشکم رو در بیاره !!