تبليغاتX
This is me , Real and Original
Tue 17 Apr 2007
پرده ی سی ام



عذاب وجدان گرفتم !
فقط واسه گفتن یه جمله ؛
می گن قبل از اینکه حرف بزنی ، فکر کن
همینه قضیه ش ...



Tue 10 Apr 2007
پرده ی بیست و نهم



زمان رو به اتمام است
اندک وقتی ، بیش ندارم !



Wed 4 Apr 2007
پرده ی بیست و هشتم



کارد می زدی خونم در نمیو مد !
خیلی عصبانی بودم ...
اون وقت بر می گرده با تمسخر می گه :
چرا غم زده ای ؟!
این سوال تنها چیزیه که منو بیشتر عصبی می کنه !!
نفهمیدن یا بهتره بگم نفهم بودن ...
مســـــأله اینه !



Fri 30 Mar 2007
پرده ی بیست و هفتم



حس خوبیه ...
وقتی می بینی تو این جهان به این بزرگی ، میون این همه مردم ،
یکی هست که بفهمه تو رو ،
یکی که بدونه تو دلت چی می گذره ،
یکی که درد تو رو داشته باشه !



Thu 29 Mar 2007
پرده ی بیست و ششم



چند روزه یه بغض کهنه اذیتم می کنه !
دارم خفه می شم ...



Sat 24 Mar 2007
پرده ی بیست و پنجم



مثل خوره افتاده به جونم !
روزی بیست بار گوش می دم ...
داره دیوونم می کنه !



Thu 22 Mar 2007
پرده ی بیست و چهارم


بوی عيدی ، بوی توپ ، بوی كاغذرنگی ،
بوی تند ماهی‌دودی وسط سفره‌ی نو ،
بوی یاس جانماز ترمه‌ی مادربزرگ ،

با اينا زمستونو سر می‌کنم ،
با اينا خستگی‌مو در می‌کنم !

شادی شکستن قلک پول ،
وحشت کم شدن سکه‌ی عیدی از شمردن زیاد ،
بوی اسکناس تا نخورده‌ی لای کتاب ،

با اينا زمستونو سر می‌کنم ،
با اينا خستگی‌مو در می‌کنم !

عشق یک ستاره ساختن با دولک ،
ترس ناتموم گذاشتن جریمه‌های عید مدرسه ،
بوی گل محمدی كه خشک شده لای کتاب ،

با اينا زمستونو سر می‌کنم ،
با اينا خستگی‌مو در می‌کنم !

بوی باغچه ، بوی حوض ، عطر خوب نذری ،
شب جمعه پی فانوس توی كوچه گم شدن ،
توی جوی لاجوردی هوس یه آب‌تنی ،

با اينا زمستونو سر می‌کنم ،
با اينا خستگی‌مو در می‌کنم !


فرهاد بزرگ