تبليغاتX
This is me , Real and Original
Thu 20 Sep 2007
پرده ی شصت و سوم
 

هیچ ماه رمضونی ، ماه رمضون اون سال ، خونه ی مامان جون اینا نمیشه ! یعنی اون سال اینقد یه جوری بود که هر سال کار من شده یادآوری اون روزا . یه مزه ی خاصی داشت ...
------------------------------------------------
سحرا همه با هم بلند می شدیم ، دسته جمعی سحری می خوردیم ، وای دعاهای سحر که دیگه هیچی ! اصلا من صبا به عشق شنیدن دعای سحر پا می شدم !!! الانم وقتی میشنوم تو یه حال و هوای دیگه ای میرم .
بعد از سحری هم که همیشه صف مسواک به راه بود ، منم اغلب برای اینکه تو صف وای نستم و به اذان بر نخورم تند تند غذا می خوردم که البته نتایجش رو بعد از سحر می دیدم .
------------------------------------------------
سر افطار ، شله زردای مامان جون ، غذاهای خوشمزه ای که می پخت ، چقد دوست داشتنی بود.
یاد اون روزایی که مهمون داشتیم بخیر ! تزیینات سفره افطار که همیشه من به عهده می گرفتم ( این از اون کاراس که چند ساله نکردم ! ) و کلی از سلیقه ی نداشتم ذوق می کردم.
------------------------------------------------
یادش بخیر ... چه زود گذشت


Fri 14 Sep 2007
پرده شصت و دوم


می بینی ؟!  دوباره حرف واسه گفتن دارم .
اگه درست حساب کرده باشم بعد از 9 سال دوباره با اون هم اتاق شدم !  با این تفاوت که ایندفعه دیگه از دعوا و کتک کاری خبری نیست . دیگه به جون هم نمی افتیم !  و می تونم بگم که خیلی بزرگونه تر ، عاقلانه تر و با تامل بیشتری عمل می کنیم .
خوبه ، تنوع و البته تجربه ی خوبیه !
------------------------------------------------
تو چند روز اخیر فهمیدم این دوستم رو هم باید مثل دوستان دیگه  بزارم کنار.  من نمی دونم چرا تو دوست شانس ندارم .  خداییش شانس ندارم !!! 
اون قدر که من به رابطه به دوستم اهمیت می دم ، تا حالا هیچ کدومشون این طوری نبودن.
------------------------------------------------
دیگه اینکه ، دسترسی نداشتن به کامپیوتر و اینترنت برای من که روزی چند ساعت پاش می شستم  سخت نبود . لااقل بعد از این مدت ، متوجه شدم که معتاد نیستم و بدون مواد هم می تونم سر کنم !
------------------------------------------------
می دونم که خدافظی با اتاقم تازه اول  دل کندناس .   تا یه مدت دیگه باید با چیزا یا حتی کسای عزیز تری وداع کنم.



Tue 28 Aug 2007
پرده ی شصت و یکم



احساس " رفتن " می کنم !



Sun 26 Aug 2007
پرده ی شصتم


انقدر منو نپا ، کوچولو !