تبليغاتX
This is me , Real and Original
Sat 14 Feb 2009
پرده ی نود و نهم
 

 

" تفکر کن. به یک نقطه نگاه کن. آن وقت همه چیز در دست توست. "

سین

 

 

Fri 6 Feb 2009
پرده ی نود و هشتم
 

اوضاع این چند روزه ی من ، دزد و پلیس بازی شده. کارم شده پناه بردن از این نقطه به اون نقطه.
دزد خوبی نیستم. می دونم. خیلی ناشی م. یه دزد با یه تابلوی بزرگ دست ش که روش نوشته شده " من دزد هستم" !
از فرار کردن خسته شدم پس تصمیم گرفتم همون جا بایستم. خونسرد باشم. راه دیگه ای نداشتم. مجبور بودم. اون وقت پلیس اومد و ...

* زندان تنهایی ، بد زندانی ه . می دونی چی میگم؟

 

Sat 31 Jan 2009
پرده ی نود و هفتم
 

1. بی حس هستیم. فعلا نه ما بر زندگی سخت می گیریم، نه او به ما!
همان ست که بود. تکرار مکررات.

2. " آی بی کلاه، آی با کلاه " را تازه خوانده ایم.
خوشمان آمد. خیلی.

3. " جاش " بسیار گوش می دهیم.

 

Tue 27 Jan 2009
پرده ی نود و ششم
 

* جمعه آزمون سنجش دادم. تست های موسیقی رو خوب زدم . کلا دارم به درس موسیقی خیلی امیدوار می شم. فکر می کنم اگه بیشتر بخونم ، موفق خواهم بود. دوشنبه هم آزمون ترسیم فنی رو 100 زدم!    

* احساس می کنم کم کم در کلاس دارم به فردی تبدیل می شم که حرفی برای گفتن داره!

* ۳ تا نمایشنامه ی غلامحسین ساعدی رو از یکی از بچه های کلاس گرفتم بخونم که هنوز وقت نکردم. با کمبود وقت مواجه م.

 

Tue 20 Jan 2009
پرده ی نود و پنجم
 

اوضاع این چند وقت ه یه جورایی شده. چند روزه خیلی حال درس خوندن دارم اما تمام عوامل دست به دست هم میدن و مانع این کار میشن! یه وقت هایی هم که عوامل دست از سرم برمیدارن ، اون وقت من حوصله شو ندارم.
از جهاتی خسته م . از جهاتی مسترس م . از جهاتی ناراحت  م . از جهاتی معتادم . از جهاتی محتاط م . از جهاتی بی حس م ، بی تفاوت م.
شده ندونی چت ه و همه چت هم باشه؟! الان اون جوری م!